مدهوش . [ م َ ] (اِخ ) (میر...) مبارکشاه یا سیدمبارک خان اصفهانی یا شیرازی ، از شاعران قرن یازدهم هجری قمری است و به روایت آذر از والی زادگان حویزه و از معاصران شاه سلیمان بوده است . به روایت نصرآبادی «چون در حفظ مالیات اهتمامی ندارد پیوسته در پریشانی می گذارد». او راست :تیشه از فرهاد و از مجنون بجا زنجیر ماندقطره ٔ خونی ز ما هم بر دم شمشیر ماند.ته جرعه ای که ماند از آن لب به من دهیدکآن رفته رفته ...
فرهنگ عمید
۱. سرگشته، سرگردان، گیج، متحیر. ۲. بیهوش.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) بیهوش ، سرگشته .
فرهنگ فارسی
سرگشته، سرگردان، گیج، متحیر ۱- ( اسم ) دهشت زده سرگردان حیران : مومنان و کافران استاده مدهوش و حزین . ۲- ( صفت ) بیهوش بیخود بیخویشتن . مبارکشاه خان اصفهانی از شاعران قرن یازدهم