بدبخت؛ بختبرگشته.
۱. تدبیرکننده؛ باتدبیر؛ چارهجو.
۲. از نامهای خداوند.
۱. پروردهشده.
۲. (اسم، صفت) بندهای که پس از مرگ صاحب خود آزاد شود.
(مُ بَ) [ ع . ] (اِمف .) بخت برگشته ، بدبخت .
(مُ دَ بِّ) [ ع . ] (اِفا.) تدبیرکننده ، صاحب تدبیر.
(تلفظ: modabber) (عربی) با تدبیر ، اندیشمند ، چارهگر ؛ از نامها و صفات خداوند ؛ (در قدیم) پیشکار و مشاور .
ادبار، بختبرگشته، بدبخت، شوربخت، کوربخت، مفلوک ≠ مقبل
صاحبتدبیر، صاحب اندیشه، بصیر، چارهاندیش، اندیشمند، بادرایت، سیاستمدار، کاردان، مدیر ≠ بیکیاست