مداومت . [ م ُ وَ / وِ م َ ] (از ع اِمص ) استدامت . پایداری . ثبات . (ناظم الاطباء). ادامه . (فرهنگ فارسی معین ). || مواظبت وایستن بر کاری . (ناظم الاطباء). || (ص ) همیشه یا مدتی طولانی کاری را انجام دادن . دوام دادن . پایداری کردن . ثابت قدم بودن . (فرهنگ فارسی معین ). پی کردن کاری . پیوسته بر کاری بودن . پایداری کردن . مثابرت . مبارکت . (یادداشت مؤلف ).- مداومت کردن ؛ ادامه دادن . پایداری کردن...
فرهنگ عمید
۱. پیوسته در کاری بودن، دوام دادن، ادامه دادن. ۲. پایداری و ثبات در کاری.
فرهنگ معین
(مُ وِ مَ ) [ ع . مداومة ] (مص م . ) دوام دادن ، ادامه یافتن .
فرهنگ فارسی
دوام دادن، ادامه دادن، پیوسته درکاری بودن ، پایداری وثبات درکاری ۱- (مصدر ) همیشه یا مدتی طولانی کاری را انجام دادن دوام دادن : ممکن است کژ طبع را بدوام ممارست اشعار و طول مداومت بر تقطیع ابیات مختلف قریحت استقامت پذیرد . ۲- ( مصدر ) پایداری کردن ثابت قدم بودن . ۳ - ( اسم ) ادامه . ۴ - پایداری