مدان . [ م ِدْ دا ] (ع ص ) آب سخت شور. (منتهی الارب ).
مدان . [ م َدْ دا ] (ع ص ) مدان . (منتهی الارب ). رجوع به مَدان شود.
مدان . [ م ُدْ دا ] (ع ص ) که وام بسیار بر او باشد. مُدان . مدیون . مدین . (از متن اللغة). رجوع به مُدان و نیز رجوع به مَدان و مدّان شود.
میدان
میدان