مدارست .[ م ُ رَ س َ ] (ع مص ) مدارسة. خواندن . قرائت چیزی : می خواستم که این مکتوب نهان ، و خاطر اشرف را از مدارست این فضایح و ممارست این قبایح معاف دارم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 69). رجوع به مدارسة شود.
مدارست.[ م ُ رَ س َ ] ( ع مص ) مدارسة. خواندن. قرائت چیزی : می خواستم که این مک...
فرهنگ عمید
۱. چیزی را به عنوان درس خواندن. ۲. مذاکرۀ درسی کردن، مذاکره و مباحثه.