پرگاره (پَرگارِه). برای نمونه، در پارسی مدار الکتریکی می شود پرگارۀ کَهرُبی یا مدار زحل می شود پرگارۀ کیوان. درود. به واژه نامۀ پارسی سرۀ فرهنگستان سر بزنید - مدار. پاس.
مقاومت – دوام
مرکز
حلقه
حیطه، پهنه
دور، گرد، پیرامون
دورزدن، گردش کردن
دوایر فرضی موازی باخط استوا
مسیر فرضی حرکت انتقالیسیارات
مسیر جریان (برق والکترومغناطیسی)