مخنبة. [ م َ ن َ ب َ ] (ع اِمص ) جدائی و بریدن خویشی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). دوری و هجران و قطع خویشاوندی . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
( مخنبة ) مخنبة. [ م َ ن َ ب َ ] ( ع اِمص ) جدائی و بریدن خویشی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). دوری و هجران و قطع خویشاوندی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده قبل شود....