مخضرم. [ م ُ خ َ رَ ] ( ع ص ) مرد ختنه ناکرده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || کسی که نصف عمرش در جاهلیت گذشته باشد و نصف در اسلام ، یا آنکه جاهلیت و اسلام را دریافته. و شاعر که جاهلیت و اسلام را دریافته باشد چون لبید. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).- شعراء مخضرمین ؛ مقابل شعرای جاهلیت. و از معاریف آنان است : حسان بن ثابت...
فرهنگ عمید
هریک از شاعران عرب که قسمتی از عمر خود را در عصر جاهلیت و قسمت دیگر را در دورۀ اسلام گذرانیده و در هر دو دوره اشعاری سروده اند.
فرهنگ معین
(مُ خَ رَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - مرد ختنه ناکرده . ۲ - سیاهی که پدرش سفیدپوست باشد. ۳ - آن که دعوی نسبتی کند و دعوی او راست نباشد. ۴ - آن که بخشی از عمر خود را در عهد جاهلیت و بخش دیگر را در دورة اسلام گذرانیده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- مرد ختنه ناکرده . ۲ - سیاهی که پدرش سفید پوست باشد . ۳ - آنکه دعوی نسبی کند ودعوی او راست نباشد . ۴ - آنکه بخشی از عمر خود را در عهد جاهلیت و بخش دیگر را در دور. اسالم گذرانیده : شاعر مخضرم .
دانشنامه عمومی
مُخَضرَم (برگرفته از عربی، به معنای: پیش باشنده، از پیش آینده؛ جمع برای اصطلاح ادبی: مخضرمو الدولتین) اصطلاحی اسلامی و ادبی عربی است؛ در تاریخ اولیهٔ اسلامی، به فردی که در هر دو دوران جاهلی و اسلامی زیسته باشد، گفته می شود؛ مانند احنف بن قیس. در ادبیات عربی، به آنکه در هر دوران اموی و عباسی اثری پدیدآورده یا زیسته، گفته می شود، مانند ابن مقفع. در ادبیات بیشتر به پیشنه داران از امویان در عصر اول عب...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] مخضرم، از اصطلاحات علم حدیث بوده و به کسانی اطلاق می شود که اسلام و جاهلیت را درک کرده، و صحابه را نیز دریافته؛ ولی پیامبر را ملاقات نکرده باشند.مرحوم سیدحسن صدر، در تعریف مخضرم می نویسد: «مخضرمین کسانی هستند، که مصاحبت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را درک نکرده اند و از نظایر خود جدا شده باشند؛ یعنی معاصر پیامبر بوده اند؛ ولی به مصاحبت نایل نیامده اند و جاهلیت را نیز درک کرده باشند....