کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مخروب | کلماتور
معانی کلمه : مخروب
تلفظ بین المللی :
/mˈaxruːb/
تلفظ :
[m'axRu:b]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مخروبه
اثار مخروبه
مخروبه کردن
جنگل مخروبه
مسجد مخروبه علیخان اشکنان
سحابی مخروط
شارش سنج مخروط صفحه ای
مخرب
مخربه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مخروب. [ م َ ] ( ع ص ) ویران کرده شده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). ویران و ناآبادان. ( ناظم الاطباء ). || دزدیده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد )( آنندراج ). || تاراج شده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
مخروبه#NAME?
= مخروبه
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) خراب شده ، ویران شده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) خراب شده ویران کرده شده .
مترادف و متضاد
خراب، ضایع، منهدم، ویران، ویرانه ≠ آباد، معمور
ruined
(صفت)
خراب، مخروب
dilapidated
(صفت)
ویران، مخروب، پاره پاره
کلمات مرتبط
مخروبه
اثار مخروبه
مخروبه کردن
جنگل مخروبه
مسجد مخروبه علیخان اشکنان
سحابی مخروط
شارش سنج مخروط صفحه ای
مخرب
مخربه
نظرات