مخراق. [ م ِ ] ( ع ص ) مرد نیکوتن ، دراز باشد یا نه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). نیکوتن تناور خواه دراز باشد یا کوتاه. ( ناظم الاطباء ). || آنکه در هر کاری که درآید به خوبی سرانجام دهد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و متصرف در امور که در هر کاری چون درآید به خوبی سرانجام دهد. ( ناظم الاطباء ). هو مخراق حرب ؛ او صاحب جنگها و سبک در جنگ است. ( منتهی الارب ) ( ...
فرهنگ عمید
۱. نوعی تازیانه از جنس کرباس. ۲. فریب و دروغ.
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - مرد نیک اندام . ۲ - جوانمرد. ۳ - چیزی شبیه تازیانه که از پارچة دراز درهم بافته درست می کنند.