مخاساة. [ م ُ ] (ع مص ) (از «خ س و») طاق و جفت بازیدن به گردکان . (آنندراج ). خاساه ُ؛ طاق و جفت بازید با وی به گردکان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط).
( مخاساة ) مخاساة. [ م ُ ] ( ع مص ) ( از «خ س و» ) طاق و جفت بازیدن به گردکان . ( آنندراج ). خاساه ُ؛ طاق و جفت بازید با وی به گردکان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحی...