Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ محییه

تلفظ بین المللی : /mahˈiːje/ تلفظ :‌ [mah'i:je]
لغت نامه دهخدا
  • محیاه
  • محیطه
  • محیی
  • محیی الدین
  • محیی السنه
  • رساله محیطیه
  • سردار محیی عبدالحسین خان رشتی
  • عبدالقادر گیلانی محیی الدین
  • فناری زاده محیی الدین چلبی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

محییه. [ م ُح ْ یی ی َ ] ( ع ص ) تأنیث محیی. زنده کننده و حیات بخش. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

  • محیاه
  • محیطه
  • محیی
  • محیی الدین
  • محیی السنه
  • رساله محیطیه
  • سردار محیی عبدالحسین خان رشتی
  • عبدالقادر گیلانی محیی الدین
  • فناری زاده محیی الدین چلبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات