Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محکوم شدن

تلفظ بین المللی : /mˈahkuːm ʃˈodan/ تلفظ :‌ [m'ahku:m S'odan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • محکم شدن
  • محروم شدن
  • از خصاصی انسانی محروم شدن
  • جای پای کسی محکم شدن
  • محکوم
  • محکوم به
  • محکوم علیه
  • محکوم له
  • محکوم کردن
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - فرمانبردار شدن : پس حواس چیره محکوم تو شد چون خرد سالار و مخدوم تو شد . ( مثنوی ) ۲ - مغلوب شدن ( در مناظره و غیره ) . ۳ - مغلوب شدن در دادگاه .

مترادف و متضاد

بزه‌کار شناخته شدن، داد باختن، دادباخته شدن، محکوم گشتن، مقصر شناخته شدن، مغلوب شدن ≠ حاکم شدن

۱. بزهکار شناخته شدن، داد باختن، دادباخته شدن، محکوم گشتن، مقصر شناخته شدن، مغلوب شدن ≠ حاکم شدن
۲. مقهور شدن ≠ پیروز شدن
۳. مجبور شدن

condemn (فعل)محکوم کردن، محکوم شدن، تقبیح کردن...

کلمات مرتبط

  • محکم شدن
  • محروم شدن
  • از خصاصی انسانی محروم شدن
  • جای پای کسی محکم شدن
  • محکوم
  • محکوم به
  • محکوم علیه
  • محکوم له
  • محکوم کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات