Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ محوکننده

تلفظ بین المللی : /mˌahvkonˈandeː/ تلفظ :‌ [m,ahvkon'ande:]
لغت نامه دهخدا
  • محو کننده
  • انزیم محدودکننده
  • محوکِشَند
  • امینواسید محدودکننده
  • عامل محدودکننده
  • محوکرده
  • آمینواسید محدودکننده
  • افشانه محوشونده
  • اندونوکلئازهای محدودکننده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

محوکننده . [ م َح ْوْ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف مرکب ) ماحی . سترنده . زایل کننده . رجوع به محو و محو کردن شود.


کلمات مرتبط

  • محو کننده
  • انزیم محدودکننده
  • محوکِشَند
  • امینواسید محدودکننده
  • عامل محدودکننده
  • محوکرده
  • آمینواسید محدودکننده
  • افشانه محوشونده
  • اندونوکلئازهای محدودکننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات