محمود. [ م َ ] (اِخ ) تارابی . رجوع به تارابی شود.
محمود. [ م َ ] (اِخ ) ابن سبکتکین . رجوع به محمود غزنوی شود.
محمود. [ م َ ] (اِخ ) غازان خان . رجوع به غازان خان محمود شود.
مورد حمد و ستایش واقع شده
(تلفظ: mahmud) (عربی) از نامها و صفات خداوند ؛ (در قدیم) آن که یا آنچه ستایش شده است ، ستوده شده و مورد پسند ، نیک ، خوش ؛ (در اعلام) سیفالدوله محمود ، یکی از پادشاهان غزنوی .
ستوده، ممدوح، ستایش شده ≠ نامحمود، ناستوده
۱. ستوده، ممدوح، ستایش شده ≠ نامحمود، ناستوده
۲. نیک