محلة. [ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) نام مواضعی است به مصر. حدود صد قریه در مصربه نام محلة خوانده شوند و مؤلف تاج العروس اسامی این مواضع را ضبط کرده است . رجوع به تاج العروس شود.
محلة. [ م ُ ح ِل ْ ل َ ] (ع ص ) پشته ای که گنجایش یک در خانه داشته باشد: تَلْعَةٌمحلة. (منتهی الارب ). پشته ای که گنجایش یک و یا دو در خانه داشته باشد. (ناظم الاطباء) (از تاج العروس )...
فرهنگ عمید
قسمتی از شهر با چندین خیابان، کوچه، و مغازه، کوی، برزن.
فرهنگ معین
(مَ حَ لِّ ) [ ع . محلة ] (اِ. ) ۱ - جای فرود آمدن . ۲ - قسمتی از شهر، کوی ، برزن . ج . محلات .
فرهنگ فارسی
محلت: جای فرود آمدن، قسمتی ازشهر، کوی، برزن، محلات جمع ( اسم ) محلت : شهر قاهره را ده محله است و ایشان محله را حاره گویند . جمع : محلات . پشته ای که گنجایش یک در خانه داشته باشد
دانشنامه عمومی
همسایگی یا محله به اجتماع ساکن و متمرکز در یک منطقه یا محله کوچک در داخل یک مکان بزرگتر مانند شهر، شهرک، حومه شهر یا منطقه روستایی گفته می شود. همسایگان اغلب گروه هایی اجتماعی هستند که دارای تعاملالت چهره به چهره و روزمره هستند. محققان بر روی یک تعریف دقیق از همسایگی توافق ندارند اما یک تعریف اولیه می تواند این باشد که: «... همسایگی از نظر فضایی، به عنوان یک حوزه جغرافیایی خاص در نظر گرفته می شود ...
مترادف و متضاد
برزن، ربع، کوی، محلت
district (اسم)حوزه، ناحیه، بلوک، بخش، محلهquarter (اسم)بخش، ربع، محله، اقامت گاه، یک چهارم، چارک، برزن، مدت سه ماه، زنهار، چهارک، یک چارکparish (اسم)قصبه، بخش، شهر، شهرستان، محله، اهل محله، بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیساsector (اسم)جزء، ناحیه، بخش، محله، قطاع، قطاع دایره، قسمتی از جبهه...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَحِلَّهُ: محل فرود آمدن او ریشه کلمه: حلل (۵۱ بار) ه (۳۵۷۶ بار)