محلس . [ م ُ ل َ ] (ع ص ) سیر بی فتور: سیر محلس ؛ رفتن بی فتور و خلل . (از منتهی الارب ) (تاج العروس ) (از ناظم الاطباء). و رجوع به تاج العروس شود.
محلس . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) آن که حلس پوشاند شتر را و حلس گلیم سطبر که بر پشت شتر زیر بردعه نهند. (آنندراج ). کسی که باگلیم می پوشاند پشت شتر را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || باران پیوسته بارنده . (آنندرا...