Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محصون

تلفظ بین المللی : /mˈahsuːn/ تلفظ :‌ [m'ahsu:n]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • ساخت محصولات غذایی
  • ساختار ریزِ محصول
  • سرعت رشد محصول
  • قطعه نمونۀ جدول محصول
  • گسترۀ محصول
  • محصن
  • محصنات
  • محصنه
  • محصنین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

محصون. [ م َ ]( ع ص ) محفوظ و استوار. ( ناظم الاطباء ). استوارشده به حصار و جز آن. ( آنندراج ). محفوظ و نگاهداشته شده.
- محصون کردن ؛ محفوظ کردن. مصون نگاه داشتن. حفظ کردن :
نیل را بر قبطیان حق خون کند
سبطیان را از بلا محصون کند.
مولوی.

فرهنگ عمید

محفوظ و استوار، درامان.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) استوار شده (در حصار و جز آن ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) استوار شده ( در حصارو جز آن ).

فرهنگ اسم ها

اسم: محصون (پسر) (عربی) (تلفظ: mahsun) (فارسی: محصون) (انگلیسی: mahsun)
معنی: محفوظ و استوار، درامان، ( در قدیم ) محفوظ، مصون

کلمات مرتبط

  • ساخت محصولات غذایی
  • ساختار ریزِ محصول
  • سرعت رشد محصول
  • قطعه نمونۀ جدول محصول
  • گسترۀ محصول
  • محصن
  • محصنات
  • محصنه
  • محصنین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات