کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه محصور-شدن | کلماتور
معانی کلمه : محصور شدن
تلفظ بین المللی :
/mˈahsuːr ʃˈodan/
تلفظ :
[m'ahsu:R S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عمل محصور شدن
مصور شدن
محشور شدن
محصور
محصور کردن
محصور به وسیله دریا
محصور در برف
محصور در خشکی
محصور سازی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - محاصره شدن احاطه شدن . ۲ - باز داشته شدن . ۳ - باجرای حج دسته جمعی توفیق نیافتن .
مترادف و متضاد
۱. احاطه شدن
۲. حصاردار شدن، دیوارکشی شدن، حصار کشیدن
۳. محاصره شدن
۴. اسیر شدن
کلمات مرتبط
عمل محصور شدن
مصور شدن
محشور شدن
محصور
محصور کردن
محصور به وسیله دریا
محصور در برف
محصور در خشکی
محصور سازی
نظرات