کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : محرکه وسیله نقلیه
تلفظ بین المللی :
/mˌoharrˈekeː vasˈileː naq1lˈije/
تلفظ :
[m,ohaRR'eke: vas'ile: naq1l'ije]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله المکاسب المحرمه
متحرک به وسیله برق
محرکه
محرکه فرکانس متغیر
عدم همکاری عضلات محرکه
مرکز قوه محرکه
نیروی محرکه
نیروی محرکه هواپیما و اتومبیل
وابسته به نیروی محرکه
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
power plant
(اسم)
نیروگاه برق، کارخانه برق، نیروی محرکه هواپیما و اتومبیل، دستگاه تولید نیروی، محرکه وسیله نقلیه
کلمات مرتبط
تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله المکاسب المحرمه
متحرک به وسیله برق
محرکه
محرکه فرکانس متغیر
عدم همکاری عضلات محرکه
مرکز قوه محرکه
نیروی محرکه
نیروی محرکه هواپیما و اتومبیل
وابسته به نیروی محرکه
نظرات