کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه محرومیت | کلماتور
معانی کلمه : محرومیت
تلفظ بین المللی :
/mˌahruːmˈiːjat/
تلفظ :
[m,ahRu:m'i:jat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
محرومیت شنیداری
محرومیت شنیداری بزرگسالی
محرومیت شنیداری تأخیری
محرومیت شنیداری دیرآغاز
محرومیت از حقوق مدنی
محرومیت از شغل وکالت
محرومیت شنیداری تاخیری
محرومیت شنیداری دیراغاز
محرومیت از حقوق اجتماعی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
محرومیت. [ م َ می ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) محروم بودن. محرومی. بی بهرگی. حرمان. || ناامیدی. نامرادی. || امتناع. ممانعت. || احتیاج. || زیان. || نقصان. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
محرومی، محروم بودن، نامرادی.
فرهنگ معین
(مَ یَّ ) [ ع . ] (مص جع . ) محروم بودن ، محرومی .
فرهنگ فارسی
محروم بودن محرومی .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بیبهرگی، بینصیبی، حرمان
privation (اسم)فقدان، سختی، محرومیت، محروم سازی، تعلیق مقامbereavement (اسم)فقدان، داغداری، محرومیتexclusion (اسم)اخراج، محرومیت، حذف، ممانعت، محروم سازی، دفع، استثناءdeprivation (اسم)محرومیت، حرمان، سلب، محروم سازی، انعزالfrustration (اسم)محرومیت، محروم سازی، نا امیدی، عقیم گذاری، خنثی سازیproscription (اسم)ترک، تبعید، محرومیت، محکومیت، تخطئهdisappointment (اسم)محر...
فرهنگ فارسی ساره
بی بهرگ
کلمات مرتبط
محرومیت شنیداری
محرومیت شنیداری بزرگسالی
محرومیت شنیداری تأخیری
محرومیت شنیداری دیرآغاز
محرومیت از حقوق مدنی
محرومیت از شغل وکالت
محرومیت شنیداری تاخیری
محرومیت شنیداری دیراغاز
محرومیت از حقوق اجتماعی
نظرات