کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه محذورات | کلماتور
معانی کلمه : محذورات
تلفظ بین المللی :
/mahzˈuːrɑt/
تلفظ :
[mahz'u:RAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
محصورات
محظورات
محاورات
محذوریت
المحاضرات و المحاورات
محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء
محاورات سقراطی
محذورا
ساخت محصولات غذایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
محذورات. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ محذورة. رجوع به محذورة شود : یکدیگر را در مهالک و محذورات معین و یاور بودند. ( ناسخ التواریخ ج 2 ص 90 ).
فرهنگ عمید
۱. دشواری ها، مشکلات.
۲. گرفتاری ها، پیشامدهای ناگوار.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) جِ محذوره . ۱ - دوری شده ها. ۲ - مشکلات ، گرفتاری ها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع محذوره ( محذور ) : ۱ - دور شده ها : پرهیز شده ها.۲ - موانع. ۳ - مشقات گرفتاریها : یکدیگر را در مهالک و محذورات معین و یاور بودند .
کلمات مرتبط
محصورات
محظورات
محاورات
محذوریت
المحاضرات و المحاورات
محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء
محاورات سقراطی
محذورا
ساخت محصولات غذایی
نظرات