معانی کلمه : محترم
لغت نامه دهخدا
محترم . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) حرمت دارنده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کسی که احترام می کند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
کسی که احترام او لازم است، قابل احترام، حرمت داشته.
فرهنگ معین
(مُ تَ رَ ) [ ع . ] (اِمف . ) بزرگوار، مورد احترام .
فرهنگ فارسی
حرمت داشته، کسی که احترام اولازم است
حرمت دارنده احترام کننده جمع : محترمین .
حرمت دارنده احترام کننده جمع : محترمین .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: mohtaram) (عربی) قابل احترام ، عزیز و گرامی ؛ (در قدیم) دارای حرمت و مقدس .
اسم: محترم (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: mohtaram) (فارسی: محترم) (انگلیسی: mohtaram)
معنی: با عزت و اعتبار، مورد تکریم، قابل احترام، عزیز و گرامی، ( در قدیم ) دارای حرمت و مقدس
معنی: با عزت و اعتبار، مورد تکریم، قابل احترام، عزیز و گرامی، ( در قدیم ) دارای حرمت و مقدس
مترادف و متضاد
ارجمند، باآبرو، بااعتبار، باشخصیت، بزرگوار، شخیص، شریف، حرمتدار، با حرمت، عزتمند، قابل احترام، عزیز، گرامی، گرانقدر، گرانمایه، متشخص، محتشم، معز، معزز، معظم، مکرم، مکرم، موقر ≠ بیحیثیت، خوار
فرهنگ فارسی ساره
ارجمند، گرامی، بزرگوار
