معانی کلمه : محترز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
احترازکننده، پرهیزکننده.
فرهنگ معین
(مُ تَ رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) پرهیزکننده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - دوری کننده پرهیز کننده احتراز کننده : و همت مبارک ... از جمیع شهوات نفسانی و هواجس جسمانی محترز و مجتنب بوده ... ۲ - خویشتن دار جمع : متحرزین .
آگاه و خبردار و هوشیار
آگاه و خبردار و هوشیار
مترادف و متضاد
بری، خویشتندار، مجتنب، محتاط، احترازکننده، دوریکننده
