محاولة. [ م ُ وَ ل َ ] (ع مص ) حِوال . قصد کردن چیزی را. (از منتهی الارب ). خواستن و جستن . (تاج المصادر بیهقی ). || چشم انداختن به سوی چیزی و تیز نگریستن . (از منتهی الارب ).
۱. آهنگ، قصد، نگرش
۲. تیزبینی، تیزنگری
۳. حیلهگری
۴. حیله کردن
۵. قصد کردن