محاضرة. [ م ُ ض َ رَ ] (ع مص ) حِضار. سؤال و جواب کردن با هم . (منتهی الارب ). مکالمه . با هم گفتگو کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مجادله و جواب و سؤال کردن . (از ناظم الاطباء). || زانو بزانوی کسی در نزد سلطان نشستن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). مجاثاة. (تاج العروس ). || برابری کردن در دویدن با هم . (منتهی الارب ). با یکدیگر دویدن . (تاج المصادر بیهقی ). || نزدیک حاکم شدن با خصم و غلب...
فرهنگ عمید
۱. با هم گفتگو و سؤال وجواب کردن. ۲. سؤال وجواب حضوری. ۳. گفتگو در موضوعی که در محفلی مورد بحث قرار گیرد.
فرهنگ معین
(مُ ض رِ ) [ ع . ] (مص ل . ) گفتگو و سؤال و جواب حضوری کردن .
فرهنگ فارسی
باهم گفتگو وسوال وجواب کردن ، سوال وجواب حضوری ۱ - (مصدر ) سوال و جواب کردن با یکدیگر حاضر جوابی کردن . ۲ - مطلبی ادبی یا علمی که در مجلسی بین دانشمندان مورد بحث قرار گیرد جمع : محاضرات .
مترادف و متضاد
۱. حضور قلب ۲. بحث، گفتگو ۳. پرسش و پاسخ، جواب و سوال