محاسبت . [ م ُ س َب َ ] (ع مص ) محاسبة. حساب کردن . (از منتهی الارب ). - علم محاسبت ؛ علم حساب . علم شمار : و در علم محاسبت چنانچه معلوم است چیزی دانم . (گلستان ). رجوع به محاسبة شود.
محاسبت. [ م ُ س َب َ ] ( ع مص ) محاسبة. حساب کردن. ( از منتهی الارب ).- علم محاسبت ؛ علم حساب. علم شمار : ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - محاسبه : اما مقام محاسبت در پیش ترازو بود ... ۲ - محاسبت آنست که طاعات و معاصی را با خود حساب کند .