محارم. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَحرَم. || ج ِ محرمة [ م ُ رُ / م ُ رَ ]. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به محرم و محرمة شود. || حرام کرده های خدا. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || محارم اللیل ؛ مخاوف شب که بددلان را از رفتن باز دارد. ( منتهی الارب ). || کسانی که نکاح آنها حرام باشد. مانند مادر و خواهر و خاله و عمه و دختر و جز آنان. ( ناظم الاطباء )....
فرهنگ عمید
مَحرم#NAME?
= مَحرم
فرهنگ معین
(مَ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ محرم .
دانشنامه آزاد فارسی
مجنون نامه رجوع شود به:غیرت کرمانشاهی،عبدالکریم (همدان ۱۲۵۷ـ۱۳۳۵ش)
[ویکی فقه] محارم، جمع مَحْرَم، یعنی کسانی که به دلیل خویشاوندی، هرگز نمی توانند با یکدیگر ازدواج کنند.قرابتی که موجب محرمیت می شود بر سه گونه است؛ نَسَبی، رضاعی و سببی. محارم نَسَبیهفت دسته از مردان و زنان فامیل به شرح زیر با یکدیگر محرمند:۱.مادر، مادربزرگ پدری و مادری به بالا پدر، پدر بزرگ پدری و مادری به بالا۲.دختر و نوه های دختری و پسری تا آخرپسر و نوادگان پسری و دختری تا آخر۳.خواهربرادر۴.دختر ...