معانی کلمه : مجموعه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آنچه از اجزای کوچک تر تشکیل شود.
۲. کتاب یا هرگونه نوشته ای که از بخش ها و موضوعات گوناگون تهیه شده باشد، مجموع.
۳. اشیای قیمتی یا هنری که در یک جا جمع شده باشند، کلکسیون.
۴. [قدیمی] جای جمع شدن، مجمع: ای روی دلارایت مجموعهٴ زیبایی / مجموع چه غم دارد از من که پریشانم (سعدی۲: ۵۰۹ ).
۲. کتاب یا هرگونه نوشته ای که از بخش ها و موضوعات گوناگون تهیه شده باشد، مجموع.
۳. اشیای قیمتی یا هنری که در یک جا جمع شده باشند، کلکسیون.
۴. [قدیمی] جای جمع شدن، مجمع: ای روی دلارایت مجموعهٴ زیبایی / مجموع چه غم دارد از من که پریشانم (سعدی۲: ۵۰۹ ).
فرهنگ معین
(مَ عَ یا عِ ) [ ع . ] (اِمف . ) چیزهایی که در یک جا گرد آمده باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
گرد آورده شده، چیزهائی که دریکجاگرد آورده باشند
( اسم ) واحد مجموع : ۱ - گرد آورده شده . ۲ - جزوه ای که در آن موضوعات مختلف نقل شده . ۳ - دسته ای از نقاط یا اعداد دارای خواص مشترکی باشند یا در شرایط معینی با هم ارتباط داشته باشند مثلا گویند : مجموع. نقاط یک خط مجموع. دوایر مجموع. توابع . ۴ - مجمعه .
( اسم ) واحد مجموع : ۱ - گرد آورده شده . ۲ - جزوه ای که در آن موضوعات مختلف نقل شده . ۳ - دسته ای از نقاط یا اعداد دارای خواص مشترکی باشند یا در شرایط معینی با هم ارتباط داشته باشند مثلا گویند : مجموع. نقاط یک خط مجموع. دوایر مجموع. توابع . ۴ - مجمعه .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
مجموع
آلبوم، کلکسیون ≠ پریشان
تذکره، جنگ، دفتر، دیوان
۱. آلبوم، کلکسیون
۲. تذکره، جنگ، دفتر، دیوان
۳. مجموع ≠ پریشان
۴. دسته، گروه
۵. عناصر همگن
۶. سری
فرهنگ فارسی ساره
انبوهه، گردآور، کوده، گردایه، گردآیه، گردآورد، جنگ
واژه نامه بختیاریکا
بُر
فرهنگستان زبان و ادب
{serial} [سینما و تلویزیون] داستان دنباله داری که به صورت متوالی با شخصیت های اغلب ثابت از تلویزیون پخش می شود
متـ . مجموعۀ پیوسته
[عمومی] ← رشته 3
[عمومی] ← رشته 3
