کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مثل-زن | کلماتور
معانی کلمه : مثل زن
تلفظ بین المللی :
/mˈesl zˈan/
تلفظ :
[m'esl z'an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مثل زن سعدی
هزاران زن مثل من
مثل یک زن خدمت کردم
او مثل دیوانه ها زندگی می کند
مثل زندگی
میل شدید زن بجماع
کمیسیون مقام زن ملل متحد
میل زنی
میل وزنۀ معیار زنان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مثل زن. [ م َ ث َ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه مثل زند. ( آنندراج ). مثل زننده :
مثل زن مثل زد که تخم بدی
سرابش دهد آب نابخردی.
باقر کاشی ( از آنندراج ).
و رجوع به مثل زدن شود.
فرهنگ فارسی
آنکخه مثل زند
مترادف و متضاد
womanlike
(صفت)
زن صفت، زنانه، شبیه زن، زن مانند، مثل زن
womanly
(صفت)
زنانه، در خور زنان، مثل زن
کلمات مرتبط
مثل زن سعدی
هزاران زن مثل من
مثل یک زن خدمت کردم
او مثل دیوانه ها زندگی می کند
مثل زندگی
میل شدید زن بجماع
کمیسیون مقام زن ملل متحد
میل زنی
میل وزنۀ معیار زنان
نظرات