متکی . [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب است به متک که نام اجدادی است . (الانساب سمعانی ).
متکی . [ م ُ ] (اِ) شیرین بیان . (گیاه شناسی گل گلاب ص 221). گیاهی است از تیره ٔ سبزی آساها که در حقیقت یکی ازگونه های شیرین بیان است . میجر. شیرین بیان . (از فرهنگ فارسی معین ). به لغت مردم کرمان گیاهی که ریشه ٔ آن را شیرین بیان و ملهتی و به تازی اصل السوس گویند. (ناظم الاطبا...
فرهنگ عمید
۱. کسی که به دیگری تکیه و اعتماد کند، تکیه کننده. ۲. تکیه داده و استوار.
فرهنگ معین
(مُ تَّ ) [ ع . متکی ء ] (اِفا. ) تکیه کننده .
فرهنگ فارسی
استوار
تکیه کننده، تکیه داده، کسی که بدیگری تکیه واعتمادکند ( اسم ) ۱ - تکیه کننده . ۲ - اعتماد کننده پشت دهنده بر : هر یکی گفتش که شا باش ای ذکی . باد بختت بر عنایت متکی . ( مثنوی ) نام اجدادی متک
دانشنامه عمومی
متکی (جیرفت). متکی (جیرفت)، روستایی از توابع بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.این روستا در دهستان دلفارد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.wiki: متکی (جیرفت)...