متوسط. [ م ُ ت َ وَس ْ س ِ ] ( ع ص ) میانه. ( واژه های نو فرهنگستان ایران ). در میان واقع شده و میانه. نه خوب و نه بد. و میانه گیرنده از چیزی که نه جید باشد ونه ردی. ( ناظم الاطباء ). چیزی میانه گیرنده نه جید ونه ردی. ( آنندراج ). وسط. نه اعلی نه ادنی. نه خوب ونه بد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : و چون متوسط بساود حالی افتد میان اذیت و لذت. ( قراضه طبیعیات ص 36 ). نسخه بریتانیا در صحت و سقم متوس...
فرهنگ عمید
۱. نه خوب و نه بد، نه بلند و نه کوتاه، میانه. ۲. میانه گیر، میانه رو. ۳. آن که به لحاظ اجتماعی در مرتبۀ میانه قرار دارد، دارای مرتبۀ اجتماعی میانه.
حاصل تقسیم مجموع چند عدد بر تعداد آنها میانگین حسابی arithmetic mean
میانه، میانه گیر، میانه رو، نه خوب ونه بد، نه بلندونه کوتاه(اسم ) ۱ - در میان در آینده میانجی میانگیر . ۲ - میانه رو معتدل : و چون متوسط بساود حالی اوفتد میان اذیت و لذت . ۳ - میان. خوب و بد : نسخ. بریتانیا ... در صحت و سقم متوسط است . ۴ - میان. بلند و کوتاه . ۵ - میان. بزرگ و کوچک : فرهنگ متوسط فارسی . ۶ - کسی که از لحاظ ز...
دانشنامه عمومی
متوسط (مجموعه تلویزیونی). متوسط (انگلیسی: Medium) یک سریال تلویزیونی درام آمریکایی است که در ابتدا از ۳ ژانویه ۲۰۰۵ تا ۱ ژوئن ۲۰۰۹ از شبکه ان بی سی پخش شد و پس از آن از ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۹ تا ۲۱ ژانویه ۲۰۱۱ برای دو فصل دیگر از شبکه سی بی اس به نمایش گذاشته شد.wiki: متوسط (مجموعه تلویزیونی)...
mean (صفت)خسیس، پست، بد، متوسط، میانی، وسطی، بدجنس، پست فطرت، واقع در وسط، اب زیر کاهtolerable (صفت)قابل قبول، متوسط، تحمل پذیر، نسبتا خوب، قابل تحمل، مدارا پذیرnormal (صفت)معمولی، ساده، متوسط، طبیعی، عادی، معمول، به هنجارaverage (صفت)متوسط، حد وسط، می...
فرهنگ فارسی ساره
میانه، میانگین
فرهنگستان زبان و ادب
{average} [ریاضی] حاصل تقسیم مجموع چند عدد بر تعداد آنها
میانگین حسابی arithmetic mean