Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متوره

تلفظ بین المللی : /matvˈareː/ تلفظ :‌ [matv'aRe:]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • مبتوره
  • مترهل
  • مترهله
  • محورهای لَختی
  • متوجه
  • متوجه شدن
  • متورع
  • متورم
  • متوه
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

متوره . [ م ُ ت َ وَرْرِه ْ ] (ع ص ) نادانستگی و نااستادی کننده در کار. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). گول و احمق و نادان . (ناظم الاطباء). و رجوع به توره شود.

متوره . [ م َ رَ ] (اِخ ) اصلش مَتُهرا. نام شهری معروف ، معبد اهل هند. (آنندراج ) (بهار عجم ) : چون زند سبز متوره ، حرف از پازند حسن بهر زیب نطق مصحف خوان گل از بر کند.ملاطغرا (از ب...

گویش مازنی

پوزه

/matoore/ پوزه

کلمات مرتبط

  • مبتوره
  • مترهل
  • مترهله
  • محورهای لَختی
  • متوجه
  • متوجه شدن
  • متورع
  • متورم
  • متوه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات