کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متورم-شدن | کلماتور
معانی کلمه : متورم شدن
تلفظ بین المللی :
/mˌotevˈarrem ʃˈodan/
تلفظ :
[m,otev'aRRem S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
متبرم شدن
متوهم شدن
متورق شدن
متالم شدن
متورم
متورم کردن
کیسه ای متورم
اسکنبیل متورم
علف رشکی متورم
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
آماس کردن، باد کردن، ورم کردن، پف کردن
distend (فعل)بزرگ کردن، منبسط کردن، باد کردن، متورم شدنbulge (فعل)باد کردن، متورم شدن، جلو دادنinflate (فعل)باد کردن، پف کردن، متورم شدن، پر از باد کردنswell (فعل)باد کردن، پف کردن، متورم شدن، اماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن...
واژه نامه بختیاریکا
باتِهِستِن؛ مشکوکردن
کلمات مرتبط
متبرم شدن
متوهم شدن
متورق شدن
متالم شدن
متورم
متورم کردن
کیسه ای متورم
اسکنبیل متورم
علف رشکی متورم
نظرات