معانی کلمه : متواری شدن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پنهان شدن پوشیده شدن : گر شود در سنگ پنهان دشمنت همچون کشف ور شود در خاک متواری حسودت همچو مار ... ( انوری ) ۲ - در بدر شدن سرگردان گشتن .
مترادف و متضاد
۱. فراری شدن، گریزان گشتن
۲. پنهان شدن، مخفی شدن
۳. سرگردان شدن، دربهدر شدن
