Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متهبج

تلفظ بین المللی : /mˌotehˈabbedʒ/ تلفظ :‌ [m,oteh'abbedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • متهاجر
  • متهاجی
  • متهبب
  • متهبد
  • متهبش
  • متهبل
  • متهبهب
  • متهبی
  • متهجد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متهبج. [ م ُ ت َ هََ ب ْ ب ِ ] ( ع ص ) آماسنده. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). آماسیده و آزرده ازآماس و تهبج. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تهبج شود.

فرهنگ فارسی

آماسیده

کلمات مرتبط

  • متهاجر
  • متهاجی
  • متهبب
  • متهبد
  • متهبش
  • متهبل
  • متهبهب
  • متهبی
  • متهجد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات