کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متهادر | کلماتور
معانی کلمه : متهادر
تلفظ بین المللی :
/mˌotehˈɑder/
تلفظ :
[m,oteh'AdeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
متبادر
متهاتر
متهاجر
متهاد
متهادم
متهادن
متهادی
متهارش
متهارط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متهادر.[ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) با هم مباح گرداننده خون را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). متهادم.( ناظم الاطباء ). و رجوع به تهادر و ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
با هم مباح گرداننده خون را
کلمات مرتبط
متبادر
متهاتر
متهاجر
متهاد
متهادم
متهادن
متهادی
متهارش
متهارط
نظرات