کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متناوش | کلماتور
معنی کلمه : متناوش
تلفظ بین المللی :
/matnˈɑvaʃ/
تلفظ :
[matn'AvaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سری متناوب
سنکروترون با شیب متناوب
صورت متناوب
صافش دومرحله ای متناوب
غذادهی قطره ای متناوب
گروه متناوب
متناوب
متناوب خلق 1
متناوب خلق 2
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متناوش. [ م ُ ت َ وِ ]( ع ص ) آن که دست ناویده فرا گیرد چیزی را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). کسی که دست خود را دراز میکند برای گرفتن چیزی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تناوش شود.
کلمات مرتبط
سری متناوب
سنکروترون با شیب متناوب
صورت متناوب
صافش دومرحله ای متناوب
غذادهی قطره ای متناوب
گروه متناوب
متناوب
متناوب خلق 1
متناوب خلق 2
نظرات