متقن . [ م ُت ْ ت َ ق ِ ] (ازع ، ص ) بیگمان داننده . (آنندراج ). بی شبهه و بیگمان ویقین و دانسته . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
(مُ تْ قِ) [ ع . ] (اِفا.) محکم کننده ، استوارکننده .
(مُ تْ قَ) [ ع . ] 1 - (اِمف .)استوار گردیده ، محکم شده . 2 - (ص .) محکم ، استوار.
استوار، مثبت، محرز، محکم، مستند ≠ غیرمتقن