کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متفتت | کلماتور
معانی کلمه : متفتت
تلفظ بین المللی :
/matfˈatat/
تلفظ :
[matf'atat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
متشتت
مفتت
مفتتح
مفتتن
متشتت شدن
مفتتات
متزتت
متعتت
متفاتح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
متفتت. [ م ُ ت َ ف َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) شکسته و ریزریز شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). شکسته و ریزه شونده. ( آنندراج ) : و اجزای آن زر که متکلس شده باشد و متفتت ، متماسک گردد. ( قراضه طبیعیات ص 96 ). و رجوع به تفتت شود.
فرهنگ عمید
شکسته شده، ریزه ریزه شده.
فرهنگ معین
(مُ تَ فَ تِّ ) [ ع . ] (ص . ) شکسته ، ریزه ریزه .
کلمات مرتبط
متشتت
مفتت
مفتتح
مفتتن
متشتت شدن
مفتتات
متزتت
متعتت
متفاتح
نظرات