متعاقب . [ م ُ ت َ ق ِ] (ع ص ) از پی همدیگر دونده و از پس دونده . (غیاث ) (آنندراج ). در پی و متوالی . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || پی در پی . || از همه عقب تر و آخرتر. (ناظم الاطباء).
- متعاقب هم ؛ ازپس هم . (ناظم الاطباء).
پیدرپی.
〈 متعاقبِ: پس از؛ در پیِ.
دنبال، دنباله، عقب
درپی، درتعقیب، پیرو
پشتسرهم، پیدرپی، متوالی، بهدنبالهم
۱. دنبال، دنباله، عقب
۲. درپی، درتعقیب، پیرو
۳. پشتسرهم، پیدرپی، متوالی، بهدنبالهم
به دنبال، در پ