دارای اعتدال، میانهرو، با تعادل، هم وزن
متعادل کننده
stabilizer, equalizer
دو وزنهی متعادل
two equipoised weights
هوای متعادل شیراز در بهار
the equable weather of Shiraz in springtime
ترازمند، تعادلدار
همسنگ، هموزن، برابر
دارای تعادل، دارای اعتدال، میانهرو
۱. همسنگ، هموزن، برابر
۲. ترازمند، تعادلدار
۳. دارای تعادل، دارای اعتدال، میانهرو
ترازمند