Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متطرف

تلفظ بین المللی : /mˌotetˈarref/ تلفظ :‌ [m,otet'aRRef]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ربیعبن مطرف
  • مترف
  • مترفع
  • متصرف
  • متصرف شدن
  • متصرفه
  • متطرق
  • متعرف
  • مستطرف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متطرف. [ م ُ ت َ طَرْ رِ ] ( ع ص ) ناقه که در اطراف چراگاه بچرد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شتری که در اطراف چراگاه بچرد و با دیگر شتران نیامیزد. ( ناظم الاطباء ). || کسی که از علمی مقداری آموخته باشد، بدون اینکه در آن متخصص و متبحر و متعمق باشد. ( قزوینی ، یادداشتها، از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به تطرف شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی که از علمی مقداری آموخته باشد بدون اینکه در آن متخصص و متبحر و متعمق باشد .

کلمات مرتبط

  • ربیعبن مطرف
  • مترف
  • مترفع
  • متصرف
  • متصرف شدن
  • متصرفه
  • متطرق
  • متعرف
  • مستطرف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات