کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متشکر | کلماتور
معانی کلمه : متشکر
تلفظ بین المللی :
/mˌoteʃˈakker/
تلفظ :
[m,oteS'akkeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
بابت شکلات متشکرم
متشکرم
متبکر
متذکر
متذکر شدن
متشرد
متشرع
متشرعین
متشمر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
متشکر. [ م ُ ت َ ش َک ْ ک ِ ] ( ع ص ) سپاسداری کننده. ( آنندراج ). سپاسدار. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تشکر شود.
فرهنگ عمید
۱. سپاس گزار.
۲. (شبه جمله ) [عامیانه] سپاسگزارم، ممنونم.
فرهنگ معین
(مُ تَ شَ کِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) سپاس دار، شکرگزار، آن که تشکر می کند و سپاس به جا می آورد.
فرهنگ فارسی
سپاس دارنده، سپاسگزار
( اسم ) سپاس دارنده شکر کننده سپاسدار سپاسگزار جمع : متشکرین .
مترادف و متضاد
سپاسگزار، شکرگزار، ممنون، وامدار
grateful
(صفت)
قدردان، سپاسگزار، ممنون، حق شناس، متشکر، نمک شناس
thankful
(صفت)
سپاسگزار، ممنون، متشکر، شاکر
فرهنگ فارسی ساره
سپاسمند، سپاسگزار
کلمات مرتبط
بابت شکلات متشکرم
متشکرم
متبکر
متذکر
متذکر شدن
متشرد
متشرع
متشرعین
متشمر
نظرات