کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متساتل | کلماتور
معانی کلمه : متساتل
تلفظ بین المللی :
/mˌotesˈɑtel/
تلفظ :
[m,otes'Atel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
متخاتل
متسائل
متساجل
متساهل
متقاتل
متسالم
ماساتلان
متسالف
متناتل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متساتل. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) برآینده یکی با دیگری. ( آنندراج ). یکی به دیگری ملحق شده و متصل گشته. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). از پی هم رفته و به هم رسیده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تسائل شود.
فرهنگ فارسی
بر آینده یکی با دیگری
کلمات مرتبط
متخاتل
متسائل
متساجل
متساهل
متقاتل
متسالم
ماساتلان
متسالف
متناتل
نظرات