کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مترضح
تلفظ بین المللی :
/mˌotarˈazzeh/
تلفظ :
[m,otaR'azzeh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
غدد مترشح
مترحل
مترشح
متروح
غده مترشحه داخلی
مادهء مترشحه
مایع مترشحه از غدد بزاقی
مفرضح
مارضحاکی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مترضح. [ م ُ ت َ رَض ْ ض ِ ] ( ع ص ) ریز ریز شده. ( از منتهی الارب ). کوفته و سحق شده وریز ریز شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترضح شود.
کلمات مرتبط
غدد مترشح
مترحل
مترشح
متروح
غده مترشحه داخلی
مادهء مترشحه
مایع مترشحه از غدد بزاقی
مفرضح
مارضحاکی
نظرات