کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متخمط | کلماتور
معنی کلمه : متخمط
تلفظ بین المللی :
/mˌotexˈammet/
تلفظ :
[m,otex'ammet]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متخاطی
متخطی
متخاطر
متخبط
متخطر
متخطرف
متخطف
متخم
متخمر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
متخمط. [ م ُ ت َ خ َم ْ م ِ ] ( ع ص ) قهار بسیارغلبه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). قهار. ( ناظم الاطباء ). || توانای زبردست و غالب. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || سخت خشم که او را آواز باشد از شدت خشم وی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). با خشم. ( از ناظم الاطباء ). || شیر. ( از ذیل اقرب الموارد ). || مغرور و متکبر. || دریای با موج. || فحل بانگ کننده. ...
کلمات مرتبط
متخاطی
متخطی
متخاطر
متخبط
متخطر
متخطرف
متخطف
متخم
متخمر
نظرات