کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متخضع | کلماتور
معنی کلمه : متخضع
تلفظ بین المللی :
/mˌotexˈazzeʔ/
تلفظ :
[m,otex'azze?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متضعف
متبضع
متخزع
متخشع
متخضخض
متخضد
متخضرع
متخضرم
متخلع
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متخضع. [ م ُ ت َخ َض ْ ض ِ ] ( ع ص ) فروتن. ( آنندراج ). فروتنی کرده. ( ناظم الاطباء ). || مغلوب و زیردست شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تخضع شود.
کلمات مرتبط
متضعف
متبضع
متخزع
متخشع
متخضخض
متخضد
متخضرع
متخضرم
متخلع
نظرات