کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متحوف
تلفظ بین المللی :
/mˌotehˈavvef/
تلفظ :
[m,oteh'avvef]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
التصفیه فی احوال المتصوفه
متحفظ
متحول
متصوف
متصوفه
محوف
متوفر
متوفی
متوفیات
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متحوف. [ م ُ ت َ ح َوْوِ ] ( ع ص ) آن که چیزی از کناره کم کند. ( آنندراج ). کسی که کم می کند از کناره و رنده می کند و می تراشد کناره چیزی را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحوف شود.
کلمات مرتبط
التصفیه فی احوال المتصوفه
متحفظ
متحول
متصوف
متصوفه
محوف
متوفر
متوفی
متوفیات
نظرات