کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متحرم | کلماتور
معانی کلمه : متحرم
تلفظ بین المللی :
/mathˈaram/
تلفظ :
[math'aRam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
ذو محرم
روش خوشه متحرک
رونوشت محرمانه
زیرنویس متحرک
سکوی متحرک جمع آوری
سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
سیرگاه متحرک
بال متحرک
کمربند متحرک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
متحرم. [ م ُ ت َ ح َرْ رِ ] ( ع ص ) بازداشته شده و منع کرده شده. || غیرجایز و خلاف شرع و حرام. || محترم و حرمت داشته شده. || پناه گیرنده. || دزد. || خارجی و بیدین. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحرم شود.
فرهنگ عمید
۱. دارای حرمت، حرمت داشته.
۲. بی دین.
کلمات مرتبط
ذو محرم
روش خوشه متحرک
رونوشت محرمانه
زیرنویس متحرک
سکوی متحرک جمع آوری
سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
سیرگاه متحرک
بال متحرک
کمربند متحرک
نظرات